1
00:00:02,310 --> 00:00:04,610
‫چشمان عزادار

2
00:00:04,610 --> 00:00:08,030
‫قسمت ۲

3
00:00:10,150 --> 00:00:11,860
‫{\an8}این طفل کی دیده خواهد شد؟
‫در چنین روزی، در اوج پاییز، چشم به جهان گشود.

4
00:00:11,860 --> 00:00:13,700
‫زیهانگ، زیهانگ...

5
00:00:13,700 --> 00:00:15,410
‫چو زیهانگ،

6
00:00:15,410 --> 00:00:16,850
‫به خانواده خوش اومدی.

7
00:00:16,850 --> 00:00:17,950
‫یالا، بخند!

8
00:00:21,950 --> 00:00:23,870
‫{\an8}از آن زمان که شهر نامش را صدا زد،
‫او در شهرت این پیرمرد سهیم گشته است.

9
00:00:21,950 --> 00:00:23,870
‫شعر هنر خانوادگی ماست،
‫که با شهرت جهانی، سینه به سینه گشته.

10
00:00:24,450 --> 00:00:25,540
‫بادبادک.

11
00:00:25,540 --> 00:00:26,450
‫بادبادک!

12
00:00:26,450 --> 00:00:28,920
‫بادبادک‌ها هیچ‌وقت از کسی که
‫پروازشون میده دور نمیشن،

13
00:00:28,920 --> 00:00:31,040
‫چون با نخِ بادبادک به هم وصلن.

14
00:00:31,040 --> 00:00:33,040
‫درست مثل خانواده ما.

15
00:00:33,040 --> 00:00:34,300
‫من کمک می‌کنم.

16
00:00:38,260 --> 00:00:39,930
‫{\an8}در اعماق «گزیده‌های ادبی» غور کن،
‫جامه ابریشمی را زیر و رو نکن.

17
00:00:38,260 --> 00:00:39,930
‫در بزمِ لرزانش، اولین جام شراب
‫می‌لرزد، جایگاهش کج و ناپایدار است.

18
00:00:41,410 --> 00:00:42,830
‫زیهانگ، این‌ور!

19
00:00:42,830 --> 00:00:43,770
‫بابا اومده دنبالت.

20
00:00:43,770 --> 00:00:45,250
‫سوار ماشین شو.

21
00:00:45,250 --> 00:00:47,150
‫عجب بارونی میاد. بجنب.

22
00:00:50,790 --> 00:00:52,070
‫بریم.

23
00:00:56,870 --> 00:00:59,370
‫تو و مامان تازگی‌ها خیلی دعوا می‌کنین.

24
00:01:01,060 --> 00:01:02,050
‫آره...

25
00:01:03,000 --> 00:01:05,920
‫شاید مجبور شم یه مدت برم.

26
00:01:06,870 --> 00:01:07,830
‫برای چقدر وقت؟

27
00:01:09,870 --> 00:01:13,300
‫شاید این آخرین باری باشه که میام دنبالت.

28
00:01:15,190 --> 00:01:18,800
‫نگران نباش. تو از هر چیز دیگه‌ای
‫مهم‌تری.

29
00:01:19,050 --> 00:01:20,250
‫وقتی من نیستم،

30
00:01:20,250 --> 00:01:22,620
‫یادت باشه هر شب یه لیوان شیر گرم
‫به مامانت بدی،

31
00:01:22,620 --> 00:01:24,350
‫و نصف قاشق شکر بهش اضافه کنی...

32
00:01:24,350 --> 00:01:25,980
‫...تا مامان بتونه راحت بخوابه.

33
00:01:26,430 --> 00:01:27,550
‫درسته!

34
00:01:28,190 --> 00:01:29,980
‫{\an9}توضیحات ادبی: شاعر تولد پسرش را در میانه پاییز، زمان برداشت محصول و بلوغ، ثبت می‌کند که نماد امید به آینده کودک است. پسر به واسطه شهرت ادبی پدر شناخته می‌شود. پدر به پسر توصیه می‌کند به جای جستجوی تحسین‌های سطحی، عمیقاً مطالعه کند. تصویر لرزش جام شراب در دست شاعر بیمار، به ناپایداری زندگی اشاره دارد.

35
00:01:40,450 --> 00:01:41,990
‫گواهی طلاق

36
00:01:45,450 --> 00:01:48,750
‫آره، مامان و بابا دارن طلاق می‌گیرن،

37
00:01:48,750 --> 00:01:50,790
‫چون بابا پول نداره.

38
00:01:50,790 --> 00:01:52,000
‫ولی عیب نداره.

39
00:01:52,000 --> 00:01:54,000
‫من به زودی کلی پول درمیارم،

40
00:01:54,000 --> 00:01:55,870
‫و دوباره با مامانت ازدواج می‌کنم.

41
00:01:55,870 --> 00:01:57,380
‫خیلی زود، خیلی زود.

42
00:02:00,140 --> 00:02:02,610
‫زیهانگ، این بابای جدیدته.

43
00:02:02,610 --> 00:02:03,890
‫سلام، زیهانگ.

44
00:02:03,890 --> 00:02:04,640
‫{\an8}پدر

45
00:02:05,560 --> 00:02:07,870
‫چقدر زود دوباره ازدواج کرد،

46
00:02:07,870 --> 00:02:10,190
‫و یه مرد پولدار و خوش‌تیپ پیدا کرد.

47
00:02:11,310 --> 00:02:15,190
‫ولی عیب نداره، زیهانگ.
‫ در آینده کلی ارث و میراث بهت می‌رسه.

48
00:02:15,190 --> 00:02:16,820
‫اون‌قدرها هم بد نیست،
‫داشتن دو تا بابا که دوستت دارن.

49
00:02:25,250 --> 00:02:27,250
‫هشدار اضطراری طوفان.

50
00:02:27,830 --> 00:02:30,540
‫طوفان شماره ۰۴۰۷ امسال، به نام «قاصدک»،

51
00:02:30,540 --> 00:02:33,590
‫امروز بعدازظهر به سواحل شرقی
‫شهر ما می‌رسد.

52
00:02:33,590 --> 00:02:34,710
‫آهای...

53
00:02:35,460 --> 00:02:39,540
‫م-من لو مینگ‌فی‌ام. اداره هواشناسی
‫گفته داره طوفان میاد.

54
00:02:39,540 --> 00:02:41,090
‫باید زود برید خونه.

55
00:02:42,750 --> 00:02:43,910
‫من دیگه میرم.

56
00:02:48,080 --> 00:02:49,090
‫طوفان...

57
00:02:51,880 --> 00:02:52,500
‫مامان.

58
00:02:52,500 --> 00:02:53,060
‫زیهانگ.

59
00:02:53,790 --> 00:02:55,800
‫من با خواهرام (دوستان) دارم خرید می‌کنم.

60
00:02:55,800 --> 00:02:57,160
‫بارون شدیدی میاد،

61
00:02:57,160 --> 00:02:58,880
‫پس یه تاکسی بگیر و زود برو خونه،

62
00:02:58,880 --> 00:03:01,690
‫یا به بابات زنگ بزن بگو
‫یه ماشین بفرسته عزیزم.

63
00:03:05,770 --> 00:03:07,610
‫فقط می‌خواستم بگم حالم خوبه.

64
00:03:08,250 --> 00:03:09,500
‫برو به خوش‌گذرونیت برس.

65
00:03:11,120 --> 00:03:12,120
‫بارون خیلی شدیده...

66
00:03:12,120 --> 00:03:14,000
‫باید سریع بریم خونه!

67
00:03:20,800 --> 00:03:22,830
‫باید بگم یکی بیاد دنبالم.

68
00:03:29,230 --> 00:03:30,100
‫{\an7}بابا
‫باشه.

69
00:03:29,230 --> 00:03:30,100
‫{\an7}بابا (جدید)
‫
70
00:03:33,160 --> 00:03:34,620
‫می‌تونی بیای دنبالم؟

71
00:03:34,620 --> 00:03:37,070
‫دم مدرسه منتظر باش. زود خودمو می‌رسونم!

72
00:03:39,330 --> 00:03:41,030
‫نمی‌شه بذارم بابای جدید اینو ببینه.

73
00:03:48,540 --> 00:03:50,000
‫پسر!

74
00:03:50,000 --> 00:03:51,460
‫خیلی وقته ندیدمت!

75
00:03:51,460 --> 00:03:54,580
‫سوار شو! خیس شدی که.
‫ یالا، بجنب!

76
00:04:09,210 --> 00:04:10,290
‫لباسات خیس شد؟

77
00:04:10,290 --> 00:04:12,020
‫گرم‌کن صندلی رو برات روشن کردم.

78
00:04:12,850 --> 00:04:13,950
‫این ماشین محشره.

79
00:04:13,950 --> 00:04:15,060
‫نه میلیون یوان قیمتشه.

80
00:04:15,060 --> 00:04:16,400
‫رئیسمون تازه خریده‌ش.

81
00:04:16,400 --> 00:04:17,900
‫خودش رانندگی می‌کنه.

82
00:04:17,900 --> 00:04:18,900
‫بزن بریم.

83
00:04:18,900 --> 00:04:20,500
‫بذار یه چیز باحال بهت نشون بدم.

84
00:04:22,030 --> 00:04:24,450
‫استارت!

85
00:04:24,450 --> 00:04:25,650
‫صدا تایید شد.

86
00:04:25,650 --> 00:04:26,250
‫در حال روشن شدن.

87
00:04:27,870 --> 00:04:30,790
‫یه ماشین نه میلیونی با کنترل صوتی.

88
00:04:30,790 --> 00:04:32,640
‫فقط داد می‌زنی و ماشین راه میفته.

89
00:04:32,640 --> 00:04:35,040
‫توی دنیا فقط سه نفر می‌تونن روشنش کنن.

90
00:04:35,040 --> 00:04:36,950
‫یکیش منم، یکی دیگه رئیس...

91
00:04:36,950 --> 00:04:38,500
‫حدس بزن نفر سوم کیه.

92
00:04:39,710 --> 00:04:42,170
‫تویی، پسرِ خنگ.

93
00:04:52,680 --> 00:04:54,640
‫لعنت به این ترافیک.

94
00:04:54,640 --> 00:04:57,370
‫اصلاً نمی‌شه از قدرت این ماشین
‫نه میلیونی استفاده کرد.

95
00:05:08,840 --> 00:05:10,200
‫همه‌تون احمقین؟

96
00:05:10,200 --> 00:05:12,290
‫مگه یه راه فرعی نیست
‫که می‌خوره به روگذر؟

97
00:05:12,780 --> 00:05:15,000
‫اوه، مطمئن نیستم روگذر بسته باشه یا نه.

98
00:05:15,000 --> 00:05:16,080
‫بذار چکش کنیم.

99
00:05:16,080 --> 00:05:17,050
‫بهتر از گیر کردن اینجاست.

100
00:05:20,100 --> 00:05:22,060
‫حتی یه ماشین هم تو این جاده نیست!

101
00:05:23,420 --> 00:05:25,330
‫ببین، می‌تونیم بریم بالا!

102
00:05:26,870 --> 00:05:28,660
‫اگه بسته باشه و نتونیم بیایم پایین چی؟

103
00:05:28,660 --> 00:05:30,540
‫اگه بتونی بری بالا، پایین هم می‌تونی بیای.

104
00:05:30,540 --> 00:05:32,170
‫فقط کافیه یه نخ سیگار تعارف کنی.

105
00:05:43,420 --> 00:05:44,870
‫چه شانسی!

106
00:05:44,870 --> 00:05:46,040
‫بذار یه آهنگی بذارم.

107
00:05:46,790 --> 00:05:47,740
‫موزیک!

108
00:05:52,700 --> 00:05:53,700
‫بد نیست!

109
00:05:53,700 --> 00:05:55,930
‫خریدمش چون می‌گفتن سی‌دی خوبیه.

110
00:05:55,930 --> 00:05:57,660
‫درباره مهر پدریه.

111
00:05:58,140 --> 00:06:01,040
‫این آهنگ رو یه پدر برای
‫دخترش نوشته، نه پسرش.

112
00:06:01,580 --> 00:06:02,880
‫مناسب نیست که واسه من پخشش کنی.

113
00:06:03,580 --> 00:06:04,780
‫معنیش رو می‌فهمی؟

114
00:06:04,780 --> 00:06:08,300
‫درسته. شنیدم توی مسابقه زبان انگلیسی
‫جایزه بردی.

115
00:06:08,300 --> 00:06:09,340
‫این آهنگ درباره چیه؟

116
00:06:09,840 --> 00:06:11,240
‫درباره پدریه که...

117
00:06:11,240 --> 00:06:15,060
‫دختر ۲۴ ساله‌ش رو برخلاف میلش
‫به عقد یه پسر پولدار ۱۴ ساله درمیاره

118
00:06:15,060 --> 00:06:17,680
‫تا تو دوران پیریِ خودش کسی رو داشته باشه
‫که بهش تکیه کنه.

119
00:06:17,680 --> 00:06:20,270
‫آخرش هم اون پسره قبل از اینکه بزرگ بشه می‌میره.

120
00:06:21,250 --> 00:06:23,040
‫ای... این چه کوفتیه؟

121
00:06:23,040 --> 00:06:24,940
‫اصلا باحال نیست. خاموشش کن.

122
00:06:24,940 --> 00:06:27,230
‫بیا همین‌جوری گپ بزنیم.

123
00:06:27,230 --> 00:06:30,320
‫راستی، درباره ساختمون جدیدی که
‫شرکتمون ساخته بهت گفتم؟

124
00:06:30,320 --> 00:06:31,410
‫خیلی حرف می‌زنی.

125
00:06:32,450 --> 00:06:34,200
‫با همین چرب‌زبونی‌ها،

126
00:06:34,200 --> 00:06:36,540
‫از همون اول مامان رو فریب دادی.

127
00:06:36,540 --> 00:06:38,030
‫تا آخر عمرت یه راننده‌ای.

128
00:06:38,540 --> 00:06:40,450
‫بعد از کم کردن خرج و مخارج ماهانه‌ت،

129
00:06:40,450 --> 00:06:41,770
‫حتی پول بزرگ کردن یه گربه رو هم نداری.

130
00:06:42,250 --> 00:06:44,450
‫چرا بهت گفتم بیای دنبالم؟

131
00:06:44,450 --> 00:06:47,590
‫چون وقتی میای دنبالم، می‌تونیم حرف بزنیم.

132
00:06:47,900 --> 00:06:50,010
‫چرا نمی‌پرسی اوضام چطوره؟

133
00:06:50,660 --> 00:06:51,940
‫نمی‌خواد برام چتر بگیری.

134
00:06:51,940 --> 00:06:53,180
‫چقدر دلسوزی.

135
00:06:53,180 --> 00:06:54,470
‫اینا برام مهم نیست.

136
00:06:54,470 --> 00:06:55,930
‫من راننده نمی‌خوام.

137
00:06:57,000 --> 00:06:58,130
‫چه بدبختی.

138
00:06:59,950 --> 00:07:00,750
‫خب...

139
00:07:01,280 --> 00:07:02,880
‫حال مامانت تازگی‌ها چطوره؟

140
00:07:02,880 --> 00:07:04,370
‫شبا اون یه لیوان شیر گرم

141
00:07:04,370 --> 00:07:05,500
‫با نصف قاشق شکر رو می‌خوره؟

142
00:07:05,500 --> 00:07:06,560
‫ناپدریت چطور؟

143
00:07:06,560 --> 00:07:08,700
‫باید حواست بهش باشه،

144
00:07:08,700 --> 00:07:10,160
‫نذار بره با کس دیگه‌ای،

145
00:07:10,160 --> 00:07:12,160
‫وگرنه سر ارث و میراث برات شریک پیدا میشه.

146
00:07:12,870 --> 00:07:15,750
‫به نظر من، باید توی همین کشور
‫بری دانشگاه،

147
00:07:15,750 --> 00:07:18,000
‫و از ناپدریت بخوای با روابطش
‫کارت رو راه بندازه.

148
00:07:18,580 --> 00:07:20,950
‫از اونجایی که ناپدریت
‫پولدار و بانفوذه،

149
00:07:20,950 --> 00:07:23,330
‫می‌تونه راه آینده‌ت رو هموار کنه...

150
00:07:23,680 --> 00:07:25,120
‫خفه شو.

151
00:07:25,120 --> 00:07:26,840
‫خیلی‌ها حسرت زندگیت رو می‌خورن!

152
00:07:28,210 --> 00:07:29,170
‫خفه شو.

153
00:07:29,870 --> 00:07:30,630
‫چی گفتی؟

154
00:07:30,630 --> 00:07:32,030
‫خفه شو!

155
00:07:36,450 --> 00:07:39,500
‫من اینا رو واسه خودت می‌گم.

156
00:07:39,500 --> 00:07:41,310
‫باید بیشتر به حرف بزرگترها گوش بدی.

157
00:07:41,310 --> 00:07:43,270
‫حرف تو به چه دردی می‌خوره؟

158
00:07:43,270 --> 00:07:44,410
‫اگه به حرفت گوش بدم،

159
00:07:44,410 --> 00:07:46,480
‫می‌تونم یه دختری پیدا کنم که باهاش ازدواج کنم
‫و کارم به طلاق نکشه؟

160
00:07:46,480 --> 00:07:47,660
‫اگه به حرفت گوش بدم،

161
00:07:47,660 --> 00:07:49,820
‫فقط باید از ناپدریم بخوام
‫برام پارتی‌بازی کنه!

162
00:07:56,560 --> 00:07:58,510
‫تو هنوز بچه‌ای.

163
00:07:58,510 --> 00:07:59,950
‫درباره مسائل خونوادگی...

164
00:08:00,240 --> 00:08:01,370
‫تو کار من دخالت نکن.

165
00:08:01,720 --> 00:08:03,500
‫چطور می‌تونی این حرفو بزنی؟

166
00:08:03,500 --> 00:08:05,460
‫من بابای واقعی‌تم.

167
00:08:05,460 --> 00:08:06,670
‫بابای واقعی...

168
00:08:07,500 --> 00:08:09,750
‫اگه بابای واقعی من بودی،

169
00:08:09,750 --> 00:08:11,500
‫توی جلسه اولیا و مربیان شرکت می‌کردی.

170
00:08:11,500 --> 00:08:14,030
‫م-مگه رئیس اون روز یه مشتری م-مهم نداشت؟

171
00:08:14,030 --> 00:08:15,340
‫تولدم رو یادت میاد؟

172
00:08:15,340 --> 00:08:17,160
‫مگه میشه تولدت یادم بره؟

173
00:08:17,160 --> 00:08:18,660
‫تو پسر منی.

174
00:08:18,660 --> 00:08:21,830
‫من و مامانت تو رو به دنیا آوردیم.

175
00:08:21,830 --> 00:08:23,980
‫مردا هم تو بچه‌دار شدن سهم دارن.

176
00:08:23,980 --> 00:08:25,750
‫تا حالا بعد از به دنیا اومدنم برام زحمت کشیدی؟

177
00:08:25,750 --> 00:08:27,150
‫تا حالا ازم مراقبت کردی؟

178
00:08:27,150 --> 00:08:29,520
‫بهم بگو پدر واقعی بودن یعنی چی.

179
00:08:29,520 --> 00:08:31,830
‫پدر واقعی یعنی...

180
00:08:31,830 --> 00:08:32,660
‫که...

181
00:08:33,410 --> 00:08:34,940
‫خون من توی رگ‌های توست.

182
00:08:39,280 --> 00:08:42,540
‫می‌دونم تو این چند سال گذشته
‫کنارت نبودم.

183
00:08:42,540 --> 00:08:46,880
‫متاسفم، ولی هیچ پدری نیست که
‫بچه‌شو دوست نداشته باشه.

184
00:08:46,880 --> 00:08:48,670
‫ما هم‌خونیم.

185
00:08:49,850 --> 00:08:51,550
‫بیا فقط با هم کنار بیایم و بسازیم.

186
00:08:51,920 --> 00:08:55,940
‫بچه‌دار شدن مثل اینه که
‫نصف خودت رو به اون بچه بدی.

187
00:08:56,550 --> 00:08:59,540
‫به هر حال، همه می‌میرن.

188
00:09:00,040 --> 00:09:02,600
‫وقتی من بمیرم، همه فراموشم می‌کنن،

189
00:09:02,600 --> 00:09:04,180
‫ولی تو هنوز هستی.

190
00:09:04,910 --> 00:09:06,720
‫نیمی از تو، منم.

191
00:09:07,960 --> 00:09:11,540
‫این‌جوری انگار یه چیزی از خودم
‫توی این دنیا باقی گذاشتم.

192
00:09:11,540 --> 00:09:14,070
‫تو فقط بلد بودی بچه پس بندازی،
‫نه اینکه بزرگش کنی.

193
00:09:14,410 --> 00:09:15,100
‫من...

194
00:09:17,450 --> 00:09:18,990
‫می‌خواستم بزرگت کنم...

195
00:09:23,750 --> 00:09:24,410
‫بشین عقب!

196
00:09:39,800 --> 00:09:40,600
‫کمربندتو ببند!

197
00:09:41,040 --> 00:09:41,600
‫چی...

198
00:09:41,930 --> 00:09:43,220
‫اون چیه؟

199
00:09:44,490 --> 00:09:45,340
‫محکم بشین.

200
00:09:49,860 --> 00:09:51,740
‫چه خبره؟

201
00:09:59,410 --> 00:10:01,020
‫نترس پسرم.

202
00:10:01,500 --> 00:10:03,120
‫اون «دید ارواح»ـه.

203
00:10:03,120 --> 00:10:05,110
‫خونت داره فعال میشه.

204
00:10:07,410 --> 00:10:08,620
‫دید ارواح؟

205
00:10:11,910 --> 00:10:14,880
‫نمی‌دونم بگم شانسته، یا...

206
00:10:19,410 --> 00:10:23,640
‫همیشه امیدوار بودم این روز... دیرتر برسه.

207
00:10:23,640 --> 00:10:24,830
‫چه خبره؟

208
00:10:25,270 --> 00:10:28,190
‫قراره بمیریم؟

209
00:10:28,190 --> 00:10:29,740
‫چیزی نیست پسرم.

210
00:10:30,320 --> 00:10:31,860
‫به...

211
00:10:32,250 --> 00:10:34,110
‫دنیای واقعی خوش اومدی.

212
00:10:34,110 --> 00:10:36,280
‫دنیای واقعی؟

213
00:10:36,280 --> 00:10:39,990
‫راستش، من تو دنیای دروغی خوشحال‌تر بودم،

214
00:10:40,380 --> 00:10:43,280
‫واسه همین فکر کردم بهتره تو هم
‫دیرتر از این موضوع باخبر بشی.

215
00:10:43,980 --> 00:10:47,540
‫همیشه فکر می‌کردم اگه ازت دور بمونم،
‫پات به این ماجراها باز نمیشه.

216
00:10:49,630 --> 00:10:51,200
‫خب دیگه.

217
00:10:51,200 --> 00:10:55,750
‫انگار یکی صحنه رو واسه ما آماده کرده!

218
00:11:10,200 --> 00:11:11,980
‫شمشیر الهی «موراسامه».

219
00:11:11,980 --> 00:11:13,520
‫نسخه اصلیش خیلی وقت پیش نابود شد.

220
00:11:13,520 --> 00:11:15,760
‫این رو با فلزات بازیافتی دوباره ساختن.

221
00:11:15,760 --> 00:11:18,570
‫یه شمشیر شیطانیه که ده ساله
‫توی معبد «گیون» نگهداری میشه.

222
00:11:24,320 --> 00:11:25,100
‫مُرد؟

223
00:11:25,100 --> 00:11:26,280
‫نگران نباش.

224
00:11:26,280 --> 00:11:28,580
‫خدمتگزاران مرگِ «نیبلونگن» حق شهروندی ندارن.

225
00:11:28,580 --> 00:11:31,540
‫اونا آدم نیستن، پس قانون هم ازشون حمایت نمی‌کنه.

226
00:11:50,100 --> 00:11:51,560
‫ماشین بدی نیست.

227
00:12:06,670 --> 00:12:07,580
‫زنگ بزن پلیس.

228
00:12:07,930 --> 00:12:08,820
‫بی‌فایده‌ست.

229
00:12:08,820 --> 00:12:11,700
‫اینجا سرزمین افسانه‌ای مردگان، «نیبلونگن»ـه.

230
00:12:11,700 --> 00:12:13,940
‫همه چیزش از عناصر مرده ساخته شده،

231
00:12:13,940 --> 00:12:16,290
‫حتی خود شهر هم از استخون مرده‌ها بنا شده.

232
00:12:16,290 --> 00:12:17,590
‫گوشیت اینجا اصلا آنتن نمیده.

233
00:12:17,590 --> 00:12:19,580
‫نیبلونگن؟ خدمتگزاران مرگ؟

234
00:12:19,580 --> 00:12:21,200
‫الان وقت توضیح دادنش نیست.

235
00:12:21,200 --> 00:12:23,170
‫فقط فکر کن نیبلونگن یه دنیای دیگه‌ست،

236
00:12:23,170 --> 00:12:25,980
‫و خدمتگزاران مرگ هم مرده‌های متحرکی‌ن
‫که از تغییر شکل دورگه‌ها به وجود اومدن.

237
00:12:25,980 --> 00:12:26,850
‫دورگه‌ها؟

238
00:12:26,850 --> 00:12:27,940
‫کمربندتو ببند.

239
00:12:27,940 --> 00:12:29,470
‫این ماشین خودش رانندگی می‌کنه.

240
00:12:29,470 --> 00:12:32,640
‫من میرم حسابشون رو برسم!

241
00:13:01,210 --> 00:13:02,140
‫محکم بشین!

242
00:13:02,140 --> 00:13:02,960
‫بریم!

243
00:13:12,870 --> 00:13:13,930
‫حله!

244
00:13:14,250 --> 00:13:15,380
‫حالت خوبه پسرم؟

245
00:13:16,020 --> 00:13:16,980
‫این دیگه چی بود...

246
00:13:16,980 --> 00:13:18,290
‫نترس بابا.

247
00:13:18,290 --> 00:13:20,900
‫بابا همیشه باباست.

248
00:13:20,900 --> 00:13:23,380
‫من هنوز باباتم، نه یه هیولا.

249
00:13:24,160 --> 00:13:27,160
‫خون من توی رگ‌های تو هم هست،

250
00:13:27,160 --> 00:13:28,450
‫که با بقیه فرق داره.

251
00:13:28,450 --> 00:13:30,620
‫اگه نمی‌خوای ناپدریت برات پارتی‌بازی کنه،

252
00:13:30,620 --> 00:13:32,730
‫چون زبانت خوبه می‌تونی بری خارج.

253
00:13:32,730 --> 00:13:35,540
‫ولی حواست باشه نری کالج «کاسل».

254
00:13:35,540 --> 00:13:37,580
‫آدمای اونجا دیوونه‌ن.

255
00:13:37,580 --> 00:13:40,130
‫از من می‌شنوی، چهارچشمی ناپدریت رو بپا.

256
00:13:40,130 --> 00:13:41,370
‫الان کجا داریم میریم؟

257
00:13:43,910 --> 00:13:44,970
‫عوارضی؟

258
00:13:46,450 --> 00:13:48,290
‫باید برگشته باشیم به محدوده عادی.

259
00:13:48,290 --> 00:13:49,700
‫بعد از عوارضی می‌تونی پیاده شی.

260
00:13:49,700 --> 00:13:52,310
‫ببین اگه ماشینی رد شد، سوار شو و برو.

261
00:13:52,310 --> 00:13:54,350
‫پس... تو کجا میری؟

262
00:13:54,870 --> 00:13:56,560
‫اونا میان دنبال من،

263
00:13:56,560 --> 00:13:58,980
‫چون یه چیزی توی ماشینه که اونا می‌خوانش.

264
00:13:58,980 --> 00:14:00,580
‫ولی طوری نیست.

265
00:14:00,580 --> 00:14:02,690
‫ندیدی الان چقدر خفن بودم؟

266
00:14:06,540 --> 00:14:08,110
‫نگران نباش.

267
00:14:08,110 --> 00:14:10,370
‫من هنوز باید بیام جلسه اولیا و مربیان.

268
00:14:10,620 --> 00:14:12,200
‫گور بابای رئیس!

269
00:14:12,200 --> 00:14:14,450
‫تو از همه چی مهم‌تری پسرم.

270
00:14:18,220 --> 00:14:19,460
‫اونا...

271
00:14:20,700 --> 00:14:21,620
‫اسب؟

272
00:14:22,290 --> 00:14:23,800
‫چرا صدای پای اسب میاد؟

273
00:14:25,870 --> 00:14:26,970
‫کمربندتو بچسب!

274
00:14:31,370 --> 00:14:32,880
‫لعنتی...

275
00:14:33,450 --> 00:14:34,390
‫خوبی بابا؟

276
00:14:40,000 --> 00:14:42,200
‫اولین بارته همچین چیزی می‌بینی.

277
00:14:42,200 --> 00:14:44,300
‫طبیعیه که دنیات زیر و رو بشه.

278
00:14:45,330 --> 00:14:46,940
‫ولی حالا که دیدیش،

279
00:14:47,620 --> 00:14:49,130
‫چشمات رو باز کن،

280
00:14:49,830 --> 00:14:51,140
‫و باهاش روبرو شو.

281
00:15:00,410 --> 00:15:01,170
‫اون...

282
00:15:02,070 --> 00:15:03,550
‫اودینـه.

283
00:15:04,130 --> 00:15:05,460
‫خداست؟

284
00:15:05,460 --> 00:15:06,590
‫نترس.

285
00:15:07,050 --> 00:15:09,800
‫اگرچه منم بار اول که دیدمش زهره‌ترک شدم،

286
00:15:10,750 --> 00:15:12,680
‫ولی ترس فایده‌ای نداره.

287
00:15:13,040 --> 00:15:13,930
‫یادت باشه.

288
00:15:14,620 --> 00:15:16,570
‫تو هنوز منو داری.

289
00:15:19,810 --> 00:15:21,690
‫اون کیفِ زیر پات رو بردار.

290
00:15:22,160 --> 00:15:23,360
‫با هم از اینجا میریم.

291
00:15:25,700 --> 00:15:28,660
‫خیلی وقته ندیدمت، گنده‌بک.

292
00:15:28,660 --> 00:15:31,820
‫تخت پادشاهی خدا پیش روی شماست.

293
00:15:31,820 --> 00:15:35,610
‫انسان‌ها، خود را معرفی کنید!

294
00:15:35,610 --> 00:15:37,990
‫انسان‌ها...

295
00:15:37,990 --> 00:15:41,010
‫دوباره انسان می‌بینیم.

296
00:15:41,010 --> 00:15:41,720
‫دارن حرف می‌زنن.

297
00:15:41,720 --> 00:15:43,250
‫مهم نیست.

298
00:15:43,250 --> 00:15:45,000
‫قبلاً بارها ازم نافرمانی کردی،

299
00:15:45,000 --> 00:15:47,050
‫ولی این بار، باید هرچی من میگم گوش کنی.

300
00:15:47,050 --> 00:15:50,300
‫یادت باشه، از کنارم جم نخور.

301
00:15:50,640 --> 00:15:52,750
‫می‌دونم چی می‌خوای.

302
00:15:52,750 --> 00:15:53,800
‫همین جاست.

303
00:15:53,800 --> 00:15:57,350
‫کیف رو بده من.

304
00:15:57,350 --> 00:15:59,890
‫یادت باشه، تا گفتم «بدوُ»،

305
00:15:59,890 --> 00:16:01,440
‫می‌دویی سمت ماشین،

306
00:16:01,440 --> 00:16:02,850
‫و پشت سرتم نگاه نمی‌کنی.

307
00:16:06,110 --> 00:16:08,750
‫حتی اگه بهت بدمش،

308
00:16:08,750 --> 00:16:10,860
‫بعید می‌دونم بذاری بریم.

309
00:16:11,100 --> 00:16:12,150
‫نه.

310
00:16:12,750 --> 00:16:15,500
‫قول میدم زنده بمونید.

311
00:16:15,500 --> 00:16:18,870
‫خدایان هرگز به فانی‌ها دروغ نمی‌گویند.

312
00:16:21,080 --> 00:16:23,380
‫پس نمی‌خوای بذاری بریم؟

313
00:16:24,230 --> 00:16:26,880
‫هر کس که به این سرزمین قدم بگذارد،

314
00:16:27,320 --> 00:16:31,090
‫باید خدمتگزار خدا شود.

315
00:16:33,590 --> 00:16:35,510
‫انگار مذاکرات به جایی نرسید.

316
00:16:36,680 --> 00:16:40,970
‫پسرم، هر چی بهت گفتم یادت بمونه.

317
00:16:41,670 --> 00:16:45,390
‫بهم اعتماد کن! من میام جلسه اولیا و مربیان.

318
00:16:47,010 --> 00:16:48,480
‫بیا بگیرش!

319
00:16:48,910 --> 00:16:50,820
‫نذارید کیف آسیب ببینه!

320
00:16:53,410 --> 00:16:54,200
‫خالیه.

321
00:16:54,200 --> 00:16:55,320
‫فرار کن!

322
00:16:58,570 --> 00:16:59,410
‫سریع سوار شو!

323
00:16:59,410 --> 00:17:00,540
‫ماشین رو روشن کن!

324
00:17:00,540 --> 00:17:01,770
‫ماشین خودش میره!

325
00:17:01,770 --> 00:17:02,540
‫سوار شو!

326
00:17:02,540 --> 00:17:03,470
‫کاری که گفتم رو بکن!

327
00:17:03,470 --> 00:17:04,790
‫قولی که دادی یادت نره!

328
00:17:04,790 --> 00:17:05,460
‫اما...

329
00:17:05,460 --> 00:17:08,880
‫اگه من بمیرم، باز تو رو توی این دنیا دارم.

330
00:17:08,880 --> 00:17:10,250
‫ولی اگه تو هم بمیری،

331
00:17:10,250 --> 00:17:12,620
‫دیگه هیچی ندارم!

332
00:17:13,070 --> 00:17:14,420
‫اگه اینجا بمونی،

333
00:17:14,420 --> 00:17:16,680
‫نمی‌تونم از فنون نهاییم استفاده کنم.

334
00:17:16,680 --> 00:17:18,120
‫بهم اعتماد کن.

335
00:17:18,120 --> 00:17:21,730
‫اگه زنده بمونی، دوباره همدیگه رو می‌بینیم!

336
00:17:24,270 --> 00:17:25,750
‫دفعه بعدی که بارون بیاد،

337
00:17:25,750 --> 00:17:28,860
‫بازم میام دنبالت پسرم.

338
00:17:30,980 --> 00:17:32,160
‫استارت!

339
00:17:43,910 --> 00:17:45,450
‫جلوش رو بگیرید!

340
00:17:45,450 --> 00:17:46,800
‫یک دقیقه.

341
00:17:47,580 --> 00:17:49,710
‫متوقف کردنت برای یک دقیقه،

342
00:17:49,710 --> 00:17:53,710
‫یعنی اون ماشین نه میلیونی می‌تونه از نیبلونگن خارج شه.

343
00:17:53,710 --> 00:17:55,380
‫یانلینگ:

344
00:17:56,170 --> 00:17:57,680
‫زمان صفر!

345
00:18:01,720 --> 00:18:04,060
‫به نظر میاد «زمان صفر» روت اثر نداره.

346
00:18:04,420 --> 00:18:07,520
‫«یانلینگ» زبان خدایانه.

347
00:18:07,520 --> 00:18:10,060
‫چطور می‌خواد رو من اثر بذاره؟

348
00:18:10,060 --> 00:18:11,820
‫دشمن هر چی که باشه،

349
00:18:12,600 --> 00:18:14,070
‫از وسط پاره‌ش می‌کنم!

350
00:18:57,290 --> 00:18:59,860
‫بابا!

351
00:19:17,930 --> 00:19:19,050
‫اینجا...

352
00:19:25,250 --> 00:19:26,140
‫بابا.

353
00:19:28,410 --> 00:19:29,280
‫بابا.

354
00:19:31,540 --> 00:19:32,310
‫بابا.

355
00:19:38,370 --> 00:19:39,550
‫بابا!

356
00:19:43,250 --> 00:19:46,050
‫بابا!

357
00:19:57,090 --> 00:20:00,590
‫مسیر روگذر مسدود است.
‫عملیات پاکسازی در جریان است.

358
00:19:57,450 --> 00:19:58,870
‫من اون طرف رو چک می‌کنم.

359
00:20:00,200 --> 00:20:01,590
‫همه آروم و منظم.

360
00:20:02,560 --> 00:20:03,900
‫کی می‌تونه اینجا کمک کنه؟

361
00:20:04,320 --> 00:20:05,200
‫دارم میام.

362
00:20:05,200 --> 00:20:06,210
‫مراقب باش.

363
00:20:10,330 --> 00:20:11,380
‫کمک.

364
00:20:12,000 --> 00:20:13,870
‫همه آروم و منظم.

365
00:20:13,870 --> 00:20:15,050
‫کمک.

366
00:20:16,050 --> 00:20:17,900
‫این آخرین ماشینه؟

367
00:20:18,480 --> 00:20:20,690
‫آره، این آخریشه.

368
00:20:23,750 --> 00:20:24,710
‫اون رفته.

369
00:20:25,700 --> 00:20:26,450
‫بابا...

370
00:20:28,410 --> 00:20:29,420
‫دیگه نیست.

371
00:20:38,750 --> 00:20:39,710
‫داداش،

372
00:20:40,450 --> 00:20:41,870
‫مگه امشب پرواز نداری بری «شین‌گو»؟

373
00:20:41,870 --> 00:20:42,920
‫چرا هنوز اینجایی؟

374
00:20:43,660 --> 00:20:44,670
‫بارون رو دیدم،

375
00:20:45,380 --> 00:20:46,840
‫و یاد یه آهنگی افتادم.

376
00:20:46,840 --> 00:20:49,260
‫یه آهنگ؟ چه آهنگی؟ قشنگه؟

377
00:20:50,250 --> 00:20:51,180
‫بیا با هم گوش بدیم.

378
00:20:55,190 --> 00:20:56,480
‫یه آهنگ انگلیسی؟

379
00:20:56,480 --> 00:20:58,190
‫متنش درباره چیه؟

380
00:21:00,540 --> 00:21:01,550
‫متنش...

381
00:21:02,950 --> 00:21:04,650
‫خیلی شبیه یکی از خاطراتمه.

382
00:21:07,450 --> 00:21:09,250
‫یه پدر واسه دخترش نوشته...

383
00:21:12,500 --> 00:21:13,500
‫بابا،

384
00:21:15,000 --> 00:21:16,340
‫داره دوباره بارون میاد.

